بي شك ادبيات و خصوصن ادبيات داستاني سير تكاملي و رو به جلوي خود را ادامه مي دهد و چيزي كه اين وسط حكم اكسيژن و هوا را دارد تجربه كردن و ابتكار است. تجربه كردن بي شك ابتداي مسيري است كه به نتايج مثبت ختم مي شود . نويسنده هميشه در حال خلق كردن، ايجاد ابتكار و كسب تجربه است . جشنواره اس ام اسي داستان پيش از آنكه يك رويداد ادبي به شمار بيايد بايد آن را يك تجربه دانست كه نتايج مثبت و منفي آن با گذشت زمان مشخص خواهند شد . بايد ديد بعدها چه الگوها برداري هايي از جشنواره مي شود . چه جرياناتي در زمينه ادبيات و داستان كوتاه كوتاه به دنبال دارد . هرچند كه ما ايراني ها در قضاوت كردن چندان صبور نيستيم .
نقدهايي در مورد جشنواره چه قبل ، هنگام برگزاري و چه بعد از آن به زبان آورده شد كه شايد بسياري از آنها حرف دل بنده نيز بوده اند و خيلي هاشان مشكلات ادبيات ما و داستانك هستند .
جشنواره اس ام اسي داستان كه بزرگترين رويداد ادبي استان خوزستان تا به امروز بوده جشنواره اي بود با همكاري دو نهاد فرهنگي موازي . يعني حوزه هنري و وزارت ارشاد . گذاشتن اسم اين دو در كنار هم به خودي خود حرف و حديث مي آورد چه برسد به آنكه اين دو بخواهند با هم كاري را به انجام برسانند . جشنواره اس ام اسي داستان نيز از تركش هاي اختلاف برانگيز اين مسئله در امان نماند . اين اختلافات در روز اختتاميه كه وقت ميوه چيدن است خودشان را بيشتر نشان دادند كه بسيار باعث رنجش بنده كه نقش چوب دو سر طلا را داشتم گرديد هر چند كه ختم به خير شد و جشنواره به خوبي و خوشي به پايان رسيد . خدا كند تكليف اين دو نهاد موازي به زودي زود مشخص شود كه يكي پول زياد دارد و خروش كم و يكي خروش زياد دارد و پول كم.
بگذريم . گفته اند جشنواره اس ام اسي داستان تعريف خاصي نداشته است . يك نكته را بايد اينجا اعلام كنم كه جشنواره اس ام اسي داستان هاي كوتاه كوتاه. خيلي ها به غلت و اشتباه مي گويند جشنواره داستان هاي اس ام اسي ! انگار كه خليل رشنوي خواسته قالب جديدي از داستان به عنوان داستان اس ام اسي ارايه بدهد . نه دوستان وقتي بنده هنوز در زندگي شخصي ، كاري، ديني ، اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي و ... خودم سرگردانم چطور مي توانم براي ادبيات مملكتي چاره انديشي و نسخه پيچي كنم يا به خودم جرات اين كار را بدهم . منظور از جشنواره اس ام اسي داستان چيزي شبيه جشنواره اينترنتي داستان است . يعني داستان هاي كوتاه كوتاهي كه از طريق اس ام اس براي شركت در جشنواره ارسال شوند همانطور كه مي توانند از طريق اينترنت يا پست ، پيك موتوري ، چاپار و يا حتي كبوتر فرستاده شوند .
فقط يك مشكل وجود داشته كه هنوز هم پابرجاست . يعني اگر الان به بنده بگويند فرض كن جشنواره هنوز برگزار نشده و الان مي خواهي فراخوان بدهي اسم جشنواره را چه مي گذاري . ابتدا خيلي خيلي فكر مي كنم و بعد از چند هفته باز مي گويم ( نخستين جشنواره اس ام اسي داستان هاي كوتاه كوتاه ايران )
چون بنده با اينكه سالهاست دغدغه داستانك دارم و مي نويسم و مي خوانم هنوز به تعريف جامعي از اينگونه داستان ها دست نيافته ام . شايد دقيق ترين تعريف اين باشد كه بگوييم داستان هايي كه داستان كوتاه و رمان نيستند . اصلن فرض بر اين بگذاريم مي گفتيم جشنواره اس ام اسي داستان هاي فلش فيكشن .خب آن موقع بنده مي بايست يك كتاب يا يك مقاله چند ده صفحه اي به فراخوان سنجاق بكنم . چون خيلي نويسنده ها هنوز نمي دانند كه فلاش فيكشن چيست . بنده خداها نويسنده اند تئوريسين داستان و پژوهشگر ادبي كه نيستند . تازه بعد از آن خيلي ها فرياد وا مصيبتا سر مي دادند كه اين تعاريف شما غلط غلوط است و فلان استاد اين نظر را در مورد فلاش فيكشن دارد و بهمان استاد اين نظر را . لابد بنده مجبور مي شدم كه فراخوانم را ترميم كنم و اينبار مي نوشتم آنهايي كه فلان استاد را قبول دارند اينطوري بنويسند و آنهايي كه بهمان استاد را قبول دارند آنطوري . حالا اين كه خوب است عده زيادي باز شاكي مي شدند كه اصلن چه كسي گفته فلاش فيكشن ؟! داستان ناگهان بايد مي گفتي . عده اي ديگر مي گفتند نه بابا فست فيكش و عده اي ديگر ميكرو فيكشن ، ميني مال ، انكدت ، داستان رعدآسا ، يك سيگاري و ...
اصلن خودش داستاني مي شد كه فقط خدا مي داند به كجا ها مي رسيد . تعاريف از اين گونه داستان ها بسيار متنوع و فراوان اند و گاهي آنها اين اند و گاهي اينها آن . يك جورايي فاميل هاي هستند كه از يك خون اند و روي ديدن همديگر را ندارند . شايد شما هم به من حق بدهيد با انتخاب عنوان داستان كوتاه كوتاه . كساني هم كه اين خرده را مي گرفتند كه بايد تعريف مي داد منظورشان از تعريف حتمن تعرف خودشان بوده نه تعاربف ديگران .
در بحث هايي كه مي شد اين تفاوت نظرها به خوبي قابل رويت بود . جزيني به واسطه تعاريف و مقالاتي كه در اين زمينه داشته برخورد مي كرد . امرايي به واسطه شناختي كه از داستان هاي از ما بهتراني كه ترجمه كرده . ايرانمهر هم با توجه به تجربه هايي كه در نوشتن اينگونه داستانها داشت. ولي از انصاف اگر نگذريم همين تفاوت نظرهاست كه ادبيات را زيبا و جذاب مي كند .
البته اين مشكل فقط مختص كشور عزيزمان ايران نمي شود و در همه جاي اين كره خاكي به چشم مي خورد . خب وقتي قالب كوچك مي شود و تفاوت ها از تعداد صفحات به تعداد كلمات تنزل پيدا مي كنند مرزبندي و متر كردن سخت تر پيچيده تر مي شود . يك مثالي مي زنم كه بدانيد اين مشكل فقط مربوط به جشنواره ما نبوده . سال گذشته جبهه مشاركت اصفهان جشنواره داستان كوتاه كوتاه برگزار كرد . بنده هم عده اي از داستان هايي كه به جشنواره اس ام اسي رسيده بودند را گلچين كردم و براي دبيرخانه جشنواره اصفهان فرستادم . باور بفرماييد از از 10 مقام 5 مقام را بچه هاي جشنواره اس ام اسي كسب كردند . داوران جشنواره اصفهان كه هيچكدامشان ارتباطي به جشنواره ما نداشتند هم با اين داستان ها به عنوان داستان كوتاه كوتاه برخورد كرده اند . خيلي از همين دوستان با همين داستان ها در جشنواره داستانكهاي ايراني نيز شركت كرده اند . اين را گفتم كه صحه بگذارد بر اين مدعا كه تعاريف جامع و مانع در اين خصوص وجود ندارد يا حداقل اگر وجود دارد نويسندگان ما را راضي و اقناع نكرده است .
بحث برانگيزترين بخش هر جشنواره اي بحث داوري هاست . و از آنجا كه تفاوت سليقه ها وسط مي آيند مخالفت ها زياد مي شود. همانطور كه يكي قورمه سبزي دوست دارد و يكي ديگر كباب و ديگري ماست در داستان هم يكي داستاني را مي پسندد كه غافلگير كننده باشد . يكي ديگر داستانهايي را دوست دارد كه صحنه اي بديع و بكر را نمايش بدهد . ديگري داستاني كه پيام داشته باشد . خب بنده خدا داورها اين وسط چه بايد بكنند ؟ داستاني غافلگير كننده را انتخاب كنند آن دوتاها معترض مي شدند و الي ماشاا...
قطعن همه داستان هاي انتخاب شده مورد موافق بنده نيست . جالب اين است كه همه شان مورد موافقت جزيني هم نيست . جالب تر آنكه مورد موافقت امرايي هم نيست . و خيلي جالب تر آنكه مورد موافقت ايرانمهر هم نيست . در واقع نتايج داوري تعديل شده نظرات همه داوران است . يعني هر داور مقداري از سر و ته نظرش را زده تا توافقي حاصل شود . داوري ادبي به نظرم سخت ترين قضاوت دنياست . مثلن اگر مسابقه فوتبال بود داور اگر اشتباهي مرتكب شود بعدن فيلم بازي را كه ببيند پي به اشتباه خودش مي برد ولي در داستان داور هر چه بيشتر داستان را بخواند بيشتر به درست بودن نظرش پي مي برد .
به دور از اغراق بخش داوري و مسابقه جشنواره اس ام اسي داستان به دليل جلسات كارگاهي و برگزاري نشست ها و سخنراني هاي مختلفي كه تدارك ديده شده بود به حاشيه رانده شده بود و كمترين حاشيه ها در اين مورد به وجود آمد . و به نظر من اين يكي از بهترين دستاوردهاي جشنواره بود . فضاي دوستانه و صميمانه اي كه در خلال جشنواره توسط شركت كنندگان ايجاد شده بود بسيار حسادت برانگيز بود برايم كه به علت درگيري هاي اجرايي نتوانستم همراهشان باشم . در چنين فضاهايي تعامل و تبادل انديشه جايگزين رقابت هاي معمول و زودگذر مي شود .
نقد و ایراد آخر اینکه جشنواره اس ام اسی داستان با حضور یکصد بی معرفت برگزار شد . یکصد بی معرفت که رفتند و من را توی اندیمشک تنها گذاشتند و الان دلم برای همه شان تنگ است .
اما در كنار اين نقدهايي كه گفته شد و نقدهايي كه بعدها گفته خواهد شد بي شك جشنواره اس ام اسي داستان از نادر جشنواره هايي است كه توانسته اين تعداد داستان نويس ، استاد ، پژوهشگر و فعال حوزه داستان را گرد هم جمع كند و فضايي مناسب براي برگزاري نشست هاي كارگاهي و تخصصي داستان را مهيا نمايد . اين را نه به عنوان دبير جشنواره بلكه به عنوان كسي كه هميشه پا به جشنواره است مي گويم .
و نكته آخر اينكه نخستين جشنواره اس ام اسي داستان هاي كوتاه كوتاه هم مثل يك داستان كوتاه كوتاه شروع نشده تمام شد و احتمالن ديگر برگزار نخواهد شد . يعني حداقل در انديمشك برگزار نخواهد شد . ولي شايد يكي از شماها كه اين مطلب را مي خوانيد به اين فكر بيفتيد كه دومين چراغ اين جشنواره را روشن كنيد و آن را خيلي كاملتر و قدرتمند تر و بي نقص تر به انجام برسانيد . كه اگر چنين شود بسيار ارزشمند و قابل تقدير خواهد بود .
در اينجا اعلام مي كنم : دومين جشنواره اس ام اسي داستان در هر كجاي ايران قابل برگزاري و قابل انجام است .
مواد مورد نياز: چند نفر - ترجيحن جوان - كه آستينهايشان را بالا زده باشندو آماده باشند براي يك كار بزرگ و دشوار
به اميد آن روز


